سيد جلال الدين آشتيانى
893
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
اعيان و اسرار قضا و قدر واقف است صاحب مقام بمقام احديت جمع و او ادنى متصل است و لسان اين مقام : « ما رَمَيْتَ از رميت » است . و بعد از تعين ، اين حقيقت نيست مگر وجود صرف و نور محض ربوبى ، و مقام ذات وجوبى جلّ جلاله و عمّ نواله . ليس وراء عبادان وجوده قرية ، و ليس له من هذه الجهة اسم و رسم و صفة . بل لا اسم و لا رسم فى المقام مگر بعد از صحو ثانى كه از مختصات مهدى موعود است . ولايت خاصه و باطن مقام حقيقت حضرت ختميه ، گاهى مقيد به اسمى از اسماء و حدّى از حدود است و گاهى مطلق و معرّا از قيود و حدود اعتبار مىشود . باعتبار اطلاق ، جامع جميع اسماء و صفات كليه و جزئيه است ، و باعتبار مظهريت ، مظهر جميع صفات و منشأ ظهور جميع تجلياتست . ولايت مطلقهء محمديه ، باعتبار سعه و كليت ، جامع جميع شئون و مراتب و مبدا جميع تجليات و ظهورات و متصف به كافهء اسماء حسنى و صفات عليا است . به اين اعتبار ، آن حقيقت مطلقه ، همان اسم اعظم الهى است ، كه متجلى در اسماء جزئيه و كليه و اعيان ثابته است . باعتبار ظهور خلقى در مقام قوس نزول ، اول تعينى كه به خود مىگيرد ، تعين عقلى و ظهور به صورت عقل اول است ؛ نه آنكه عقل اول تمام حقيقت آن مقام رفيع باشد . بنا بر اين ، اتصاف ولايت آن حقيقت به كليت ، و اطلاق متنزل از اصل ذات و از تعينات آن حقيقت است . و باعتبار برخى از تنزلات و بحسب قوس نزول ، عين عقل اول است ؛ بلكه عقل اول حسنهاى از حسنات اوست ، و حقيقت عقل متصف به مظهريّت جميع اسماء نيست . ولايت محمديه ، باعتبار روح جزئى و تعلق به بدن شخصى و ظهور در نشئهء مادى بوجود خاص خود متصف بولايت مقيده و جزئيه است ؛ اگرچه اين روح متعلق به بدن جزئى شخصى ، متصل و متحد با مقام كينونت الهى و ربوبى ولايت كليهء او مىباشد . حقيقت كليهء محمديه ، متجلى در مظاهر جميع انبيا و اوليا ، و مقيد بقيود ناشى از تعينات اعيان ثابته اولياء و انبياء مىگردد . به همين لحاظ ، ولايت انبياء و